هر چی تو بخوای

هــویــت مـــن

گــوش بـــده تا بگم به تو نیتمو/ دارن از بین میبرن هویتمو تاریخ خــاک سرزمین آریایی /داره فریــاد میزنه تا ما بیاییم/ پس ، حالا وقتشه بشنوی که /ایران ، وطن من ، همون کشوری که/ بعد هفت هزار سال ، ایران ، سر پاست/ هنوزم دل ایرانیان ، دریاست/ بشنو هموطن من اینو ، از یاس/ که واسه ی وطنم منم ، سرباز/ بگیر به دستت پرچم ایران و بگو/ نگین دست هستی ، ایرانه بدون/ اعتراض من میشه مثل گلوله شلیک/ بیا با هم بخونیم سرود ملی/ خواهر و برادر من ای هموطن/ تمدن ایرانیا هست در خطر/ همه ماها سربازای زیر پرچمیم /نمیذاریم از ما بگه هر اجنبی /واسه ما ایرانیا ملاک هر نفره /که روی گردن ما پلاک فروهره/ اتحاد ما واسه دشمن اضطرابه/ اسم ایران واسه ما مایه ی افتخاره/ احترام ما به ایران یه خار تو چشم ِ /کسایی که می خوان بزنن ضربه بهش/

 مثل تشنگی گندم به آب حس نم نم بارون بوی خاک مثل تو ، مثل چشمه پاک ، بوی خـــــاک وطن عشق تو ، توی قلبمه خوندن از وطن ، حس منه عشق من ، خاک میهنه ایـــــــــــران

می خوای بگی ما اومدیم ازیه نسل وحشی ؟ /پس یه نگاهی بنداز به تخت جمشید/ داری اسم ایران و بد جلوه میدی/ که اسمت رو بزرگ بنویسن رو جلد سی دی ؟ /دارم هدفتو تو دفترم می نویسم /می دونم که واسه چی ساختی فیلم سیصد/ می دونم دلت ساخته شده از سنگ و سرب/ جای اینکه با هنر بسازی فرهنگ صلح /توی این تیرگی روابط هوای مه آلود/ می خوای که ماهی بگیری از آب گل آلود/ ولی به تو میگم اینو با زبان اصلیم /که ایران ، هرگز نمیشه تباه و تسلیم /خدا به تو داده ، دو تا چشم بینا /ببین کتابهای سعدی و ابن سینا /یا به فردوسی و خیام ، یا مولانا رومی /همیشه توی تمدن ما بالا بودیم/ ولی یاس نمیتونه ساکت شه/ اسم ایران بازیچه ی یه مشت ناکس شه /هدفتو پاره میکنم با تیغ ایمان /تو کی هستی که بگی از تاریخ ایران

مثل تشنگی گندم به آب حس نم نم بارون بوی خاک مثل تو ، مثل چشمه پاک بوی خـــــاک وطن عشق تو ، توی قلبمه خوندن از وطن ، حس منه عشق من ، خاک میهنه ایـــــــــــران

کورش کبیر بود صلح رو آغاز کرد /یهودیا رو از بند بابل آزاد کرد/ کوروش ساخت ، کتیبه ی حقوق بشر/ واسه همینه که دارم ، یه غرور قشنگ /به ایرانم و ایرانم ، به تاریخ وطنم /با خاک همین سرزمین آمیخته بدنم /هر جای این کره ی خاکی هستی هموطن/ تا وقتی که خون تو میدوه در بدن /حاضر نشو ، که خودتو راضی کنی /که هر بیگانه با فرهنگ تو بازی کنه /تاریخ ایران من هویت منه/ ایران ، دفاع از تو نیت منه

 

سی دی رو بشکن 

  هیچکی نگفت یه دختر ِ/ تنها تو این شهر شلوغ /بین نگاه هرزه‌ ی /، مردم سر تا پا دروغ /چه حالی داشت وقتی همه /آرزوهاش مرده بودن /وقتی که دستای پلید/ ، آبروش رو برده بودن /هیچ‌کی نفهمید چی کشید /وقتی که مرگش رو می‌دید /توی هجوم نعره‌ها /، هیچ‌کی صداش رو نشنید 

بدون دروغ نیست این حرفا ، داره صحت /همه‌ ی ماها شدیم ، یه مار چار و سه خط /ماییم وارث درد / ماییم باعث مرگ/ غیرت ایرانیا رو صاعقه زد /حرفا بحثا رفت رو اعصاب ، شد کابوس بد/ کم‌کم خواست به صدا در بیاره ناقوس مرگ /دختر ایرانی ، ناموس تو ، ناموس من /چرا کاری کردیم ، خودش بره به پابوس مرگ /چطوری دلمون اومد با آبروی یك دختر/ ما بازی کنیم /که زندگیش بشه مختل/ تو کنج اتاق ، تکیه داده اون تنها/ خدا اشک رو به اون ، هدیه داده بود شبها /ولی حالا شب و روز ، چشما تشنه‌ ی اشک/ طوری که دیگه تموم شده بود چشمه‌ ی اشک/ میگفت به خدا " ای خدای من ، فقط یه خواهش/  به من بگو همه‌ اینا فقط یه خوابه ! "/ ولی خواب نیست ، دخترک بیدار بود/ دخترک بازیچه‌ ی جماعت بیکار بود/ بيمار شد ، از تهمت های کثیف و نابجا /ای خدا بده دختر رو از دسیسه‌ ها نجات

پس کجا رفته غیرت مردای این شهر شلوغ ؟ تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ

بیمار شد از تهمت ‌های کثیف و نابجا /ای خدا بده دختر رو از دسیسه ‌ها نجات/ تا به حال همچین بلایی سرت نیومده/ که اگه بیاد ، میگی : " بلا از این بدتر اومده ؟ "/ ولی کدوم ما ، جامون رو گذاشتیم جاش /که ببینیم چی میکشه ، ما هم بسوزیم پاش /کاش "یاس" میمرد همچین روزی نبود/ که غیرت بمیره به دست یه خنجر عمود/ خنجر به دست یکی بود/ ، ما همکارشيم /که توی جهنم ، ما هم با اون همبالشیم /خطاب به اون پسر که "چقدر میتونی کثیف باشی ؟/ کاری که تو کردی ، بدتر بود از اسید پاشی "/ تو که حاضری خود رو بکشی واسه حسین/ تو که محرما سیاه میپوشی واسه حسین /حسین گفت : " اگه دین نیست ، باشیم آزادمرد "/ نه واسه یه سی ‌دی کثیف کنیم بازار رو گرم/ اون دختر ، زحمت ها کشید تا به شهرتی رسید/ واسه لذت بردن از اسمش یه مهلتی بدید /گفتید "صحبتی جدیده /، نوبت همینه" با سرعتی عجیب ، /چه تهمتی زدید

پس کجا رفته غیرت مردای این شهر شلوغ ؟ تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ

الکی تبصره نزن ، خودتو تبرئه کنی تو /عقل داشتی ، خود تو رهبر خودی/ ولی دونسته خودت رفتی عقب گناه/ پس بشین تو منتظر غضب خدا /ولی نه ماهی رو هر وقت که از آب بگیری تازه ‌ست /و بدون که راه واسه ی برگشت ، باز هست/ باید راه بست/ به تبلیغ بیشتر /و سعی کرد برای تبدیل خویشتن /به انسان واقعی با همه‌ ی صفات/ باانصاف و واقع‌ بین ، حاضر واسه‌ ی دفاع /میگم به اونایی که واسه باقی حق تشنه ‌ن/ " شک نکن ! تو همین حالا سی ‌دی رو بشکن !

  

بایـــــد بتونیـــــم

هه ه دلت گرفته ، میفهمم منم مثل توام ، بد جوری غرقم باور کن منم مثل توام ولی می دونی ، نباید ناامید بشیم نه ، باور کن بدتر غرق میشیم/

این اجازه رو به خودت نده /نباید بزاری/ نذاری که گره و گله /بره تو دلت و بره بره که بگه به تو نمی تونی برسی بهش و/ میگی بده به دل گله مند /من امید و میگم بشنو اینو/ حالا که یاس تو رو دید و /امید و میدم و می دونم معضل تو/ اینم می دونم حل میشه ، کمی حوصله کن /چرا تو خودتی نگاه می کنی به چی ؟/ منم مثل تو ندارم دیگه پولی به جیب/ فکر میکنی فقط تو اسیر غم و غصه ای /بذار به تو نشون بدم همون پوستری/ از بچه ای گرسنه که در حال مردنه /و یک لاشخور که هست در انتظار خوردنش/ یا نگاه کن به اون سو که لازمه /بچه هایی که شدن دچار سوء هاضمه/ یا منو ببین ، چرا راه دور بریم/ برو از تاریکی ، همه چیو تو نور ببین /خیلیا سر خاک پدر ریختن اشک تمساح/ بعد چهل به من نشون دادن خشم انسان /حالا جای اینکه بیان دست یتیم و بگیرن/ می خوان ، من ، پست و ذلیل بمیرم/ اونا بُر زدن ، همه ی فرصتم /من ساده بودم ، اونا منو دور زدن /وقتی سخته در آوردن یه نون ساده/ هه ه ، منم و خرج یه خونواده

خداوندا هر قـــدم مـــن با دستای تو ، حرکت میکنـــم پس اگر ، من اینجا هستم خواست تو بــــود

بذا مهمونت کنم من تورو یه جمله /دیدی که دلت میگیره تو غروب جمعه ؟ /وقتی که میشینم به مرور عمرم/ میبینم هر روز من مثل غروب جمعه ست و/ بن بست و /میبینم رو به رومه /طوری که آدم از ادامه دادن توبه کنه/ زخم من ، نمی تونه بشه پانسمان/ از تو خوردم ، اینم از شانس ما /یکی داره میگه که خودتو نباز مرد/ برو دیگه بالای طبقه دوازده/ نه اونقد داری مثل انصاری فضا بری /نه اونقد دزدی مثل شهرام جزایری/ میدونی تیره روزی مثل سایه باز دنبالته /که ول کنی این زندگی رو باز کن بالت /و یــــاس خودتو بکش و راحت کن کار تو درسته و دیگه باید مرد/ اما حسی میگه به این حرفا غلبه کن/ به جاش ، تموم آهنگ و پر از کلمه کن و/ قلمت و بردار و بگو که این دردا تو رو آماده میکنه واسه ی فردا /آره من با درد ، خراشیده شدم/ و در عوض محکم و تراشیده شدم/ این که چیزی نیست ، من دیدم از این بد تراش/ پله های ترقیه واسم هر خراش

خـــداونـــــدا هر قـــدم مـــن با دستای تو ، حرکت میکنـــد پس اگر ، من اینجا هستم خواست تو بــــود

گرونمایه ترین تجربه ها نزد یاسه/ که وایساده کنار تو با عزم راسخ "/ واضح/ واسه تو می خونه تا بدونی/ یاس اومده بالا ز ویرونه ها /تو میدونی که مشکل تمومی نداره/ نمیشه رو سرت افقی و عمودی نباره /این ماییم که با این دردا کنارآییم/ وقت سختی صبر کن ، خشم و بزار پایین/ تو دوراهی زندگی که راست و چپه/ برو به راست ، اسم خدا باز رو لبت/ هر اشتباهی واسه من و تو یه تجربه ، درسه/ ، و خدا نمی رسونه بار کج رو به منزل /پس به کسب تجربه از صمیم قلب مثل درخت پر از میوه بشیم خمیده تر

هه ه ... آره باید اینو بدونیم ، که بدترین شرایط زندگی من و تو ، آرزوی یکی دیگه س آره آره آره ، دل همه ی ماها خونه ، ولی چه فایده برادر باید رفت جلو ، باید رفت جلو می تونیم برسیم آره ، می تونیم برسیم می رسیم می رسیم ما میرسیم بالا ، میریم بالا میریم بالا هه ه !

 

 

بـــه امـــیـــد ایـــــــران

واسه سه دیقه تو دلت را بده مارو ما رو /تا من نشون بدم ایرانو رابطه ها رو ها رو /اینا حرفای امروز و دیروزه برپا/ ایران شده اسیر یه ویروس مرگبار/ دیگه احتیاجی به حرفای سیاسی نداریم/ دیگه به دشمنای خارجی نیازی نداریم/ یه جنگ روانیـه حالا داخل ایرانـه /همه افتادیم به جون هم ،/ عاقل و دیوانه /با تنی خسته ، کوفته ، خشکیده ، میری /تا با مشکلات زندگی کشتی بگیری/ وقتی می بینیم همو یه مشتی یار و یاور/ وقتی رفتی میبندیم به فش خوارو مادر/ نگاه ما به هم شده مثل قاتل /توجه نمیکنیم دیگه به حس باطن/ دیگه دور و بر ماها پره حزب باده/ هست باهات ، اگه داشته باشی استفاده /چه دخترا که تا میشنون اسم تاجر/ میگن این بهترین کس واسه ازدواجه /عشق چیه بابا ؟! ... این حرفارو ولش /عشقو دیدی برسون سلام ما رو بهش /چه پدرا که به زیر بار هزینه رفتن بچه ها فک میکنن پدرا وزیر نفتن/ هرکس اسم خودشو بغل کرده /اینا پیشرفت نیست ، اینا عقب گـــــرده

 ای داد از این همه بیداد /خواهم که ز غم شوم آزاد/ از جور و ستم همه فریـــاد /چون هستی من شده بر بــــاد

دیگه ریخته توی دل من هرچی درده/ دلیلش به هفت سال پیش برمیگرده/ روزای گریه و اشک و عزاداری من تو فکر این که واسه مهمون غذا داریم !؟/ به یکی گفتم ، تو بیا بین مردا یک باش/ مهم نیست که پدرم ازت هفتا چک داشت/ نصف پولو بده منصف باش با ما یه خورده/ گفت طلبکار بابات بوده حالا که مـــــرده /خاطراتیه که تو دفترم می نویسم/ قلم کلماتو میاره و می نویسم /اینا باعثه گلوم پر ِ از بغضیشه /که ببنده به دهنم راه اکسیژن /شاید بین ایران و خاطره م رابطه ای ندی/ منظورم اینه از اینجا دارم خاطره ی بدی/ ولی ، هه اینجا سرزمین و وطنمه ایران تنها دلیل وجود بدنمـــه

ای داد از این همه بیداد خواهم که ز غم شوم آزاد از جور و ستم همه فریـــاد چون هستی من شده بر بــــاد 

دیگه ترس برخورد و رفتار و روابط مـــا/ داره کثیف تر میشه از هوای تهـــران/ بعضی میــگن ، که ایــران ، یه قفسه باید /از اینجا بری تا بکشی یه نفس راحت/ میگن اینا توی وجود ما رفته ارثی/ ولی این برمیگرده به پول نفت و بنزین/ که باعثه از نبودن امنیت مالی/ توی سختیا بکنیم پشت همدیگه رو خالی /ولی بیا جلو ، خودتو بساز ، میتونی/ چرا واسه پول همدیگه رو قصاص میکنیم ؟/ هموطن به خدا من هستم ، به صعود تو راضی /پس بیا با هم بشکنیم این خطوط موازی

 

میدونم اینو غروره ما ایرانیا ، به گذشته ی ماست ؛ به تاریخ ماست ولی به خدا اون دیگه گذشته الان ما چی هستیم ؟! الان واسه آینده مون چی داریم ؟! بیا هموطن بیا دست همدیگه رو بگیریم تا آینده ی ایران به اسم من و تو افتخار کنه

 

پــــــــــــــــدر

کسی چی می دونه از فردا/ پس الان ،/ هدفونتو بردار/ افکار ، اشعار ،/ بگم از دردام الان از خواب ، برپا دریاب اشکام/ ، حرفام /سنگ صبورم آهنگ /من از درد درونم با غم خوانم /درد دلم با تو /بشنو چند جمله بگم با تو :/ بگم چه روزای سختی رفت و سخت تر اومد /پدر وقتی رفت ، غم از در اومد/ قبل فوت پدر من اوضاع همین بود/ مشکلات ما همیشه در کمین بود /در هر قدم یک دشمن/ من از ترس اعتماد رو در خودم کشتم /با خشونت به من می گفتن خوش اومد/ منم از اون رفتارها خونم به جوش اومد/ ما دیگه همه چی رو از دست داده بودیم/ سرمون کلاه رفت/ ، ما چه ساده بودیم/ به یاد روز می افتم که با دستبند/ بابای خوبم رو می گرفتن از من/ پس من رسما تنها شدم /از غم خلوت کردم با خودم /چیزی که در د آورد اون روزا قلب ماها رو/ که اونا آوردن حکم جلب بابا رو /هر چی ازشون ، وقت خواستم من/ می گفتن : " نه " ، ناز کردن/ ورشکسته شدیم ، آره کار خدا بود اون همه چک رو پاس کردن/ بگم چه روزای سختی رفت و سخت تر اومد پدر وقتی رفت غم از در اومد قبل فوت پدر من اوضاع همین بود مشکلات ما همیشه در کمین بود بگم چه روزای سختی رفت و سخت تر اومد پدر وقتی رفت غم از در اومد قبل فوت پدر من اوضاع همین بود مشکلات ما همیشه در کمین بود/ بقیه رو ادامه میدم من الان صریح /یه پای ما خونه بود و یه پا کلانتری/ ما هم ساکت نبودیم آره بنابراین/ فکر نکنین که ما پسر پیامبریم/ یکی از طلب کارا رو که خیلی لجنه تو خلوت /رفتم بالا سرش مثل اجل معلق/ فکر نکنی یاس هست مولکولی بیرحم /بچه های شما ازم الگو میگیرن/ قاضی گفت چقدره طلبت ؟/ گفت : هفت هشت تومن/ خواستم با دستام بگیرم و خفه ش کنم/ آره حرص ، بغض ، حس یه عقده ، یه نقطه تو قلبم ، نقطه ی سوخته/ 14 – 15 ساله بودم آره تو همین مرزا/ با طلب کارا حساب کردم تومنی پنج زار/ یکمی اعصاب /، راحت شد قرضا/ رو دادیم و از چکا پاره کردی امضاها رو/ فکر نکن بدبختیا رو من پیچیدمشون/ از اون دور من سختیا رو میدیدمشون/ و پیشرفت دور شد چقدر طنابش/ بابا گفت دست بالا ببر پناه بهش/ بگم چه روزای سختی رفت و سخت تر اومد پدر وقتی رفت غم از در اومد قبل فوت پدر من اوضاع همین بود مشکلات ما همیشه در کمین بود بگم چه روزای سختی رفت و سخت تر اومد پدر وقتی رفت غم از در اومد قبل فوت پدر من اوضاع همین بود مشکلات ما همیشه در کمین بود/ جیبامون پاک تر بود از قلب نوزاد/ که پولی نمونده بود حتی دو زار/ یه ماشین داشتیم از دار دنیا/ که اونم رفت و شد مال دزدا/ به صاب خونه با ترس گفتیم اجازه بشینیم ؟ /چه سخت بود دوران اجاره نشینی/ خودمو کشیدم بیرون حالا از ته گل/ دارم می خونم برای شما از ته دل/ وقتی همه سرمستن با عرق و ودکا /من در دستمه ورق و خودکار/ رشد نکردم مثل علف هرز/ پشت نکردم من به هدف سبز/ انتظار کمک ندارم من از قرض الحسنه/ کمک ؟ هه ، کمک یه ضرب المثله/ از گفتن حرف " بله قربان " بیزارم/ پس از الان دستمو رو قرآن میذارم/ که به دست هیچ احدی آتو ندم/ اگه تو بدی بلدی ، منم با تو بدم/ این مشکل برا  ترجمه شد HIP-HOP من یه تجربه بود/ که به زبون

بگم چه روزای سختی رفت و سخت تر اومد پدر وقتی رفت غم از در اومد قبل فوت پدر من اوضاع همین بود مشکلات ما همیشه در کمین بود بگم چه روزای سختی رفت و سخت تر اومد پدر وقتی رفت غم از در اومد قبل فوت پدر من اوضاع همین بود مشکلات ما همیشه در کمین بود

  

صــلــح تــویـــی

حالا منم و ورقه /، روی ورقه قلمه/ روی تنمه عرق ِ/ توی سرمه کلمه/ توی دلمه هدف ِ/ بذار برم به طرف ِ کسی که توی دنیا شده یه ملکه/ بذار /بذار حالا دیگه بخونم از/ کسی که هست دنیا واسه اون بدون مرز/ کسی که سالها پیش داشته توان خاصی /به راستی توی زبان فارسی/ حالا دیگه می‌دونن اینو مرد و زن‌ها/ حتی خدایی که نداره المثنی /یهودی و مسیحی یا که هر مسلمان/ یه سرباز واسه مرگ و سر باز/ که صدبار/ اسمش رو تو تسبیح/ من ذکر می‌کنم و می‌گم جلو تو تسلیم/ شعرهایی که به صد زبون ترجمه شده/ حالا واسه من، تو یه سنبله /دیگه می‌گذ‌ره از رفتن تو ۸۰۰ سال/ ولی هنوزم الگو می‌گیرم از اشعار تو /رفتی ولی تو می‌دونی که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی تو ویرونی من و شرایط سخت من تو با کلماتت به من گفتی تو می‌تونی آره رفتی ولی تو می‌دونی که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی آره رفتی ولی تو می‌دونی که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی تو ویرونی من و شرایط سخت من تو با کلماتت به من گفتی تو می‌تونی/ روزهایی که نگرانم بار سخته بر دوش/ با کلمات تو من می‌شم مست و مدهوش /می‌خونم اینو بدونی تا روزی که بمیرم /تک‌تک کلمات تو از یاد من نمی‌رن/ پس ، وقتشه اینو بدونی/ که یاس تا آخر عمر وفاداره به تو/ که اگه دیگه تو نباشی بگو چطور/ که باز یاس داستان داره بدون تو /نه این عشقی که تو دل منه به توئه /که منو می‌بره به روی صحنه /دیگه بگم از اینکه مونده حالا یاس و یک بند/ فرمول کلمات رو از تو یاد گرفتم/ آره رفتی ولی تو می‌دونی که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی تو ویرونی من و شرایط سخت من تو با کلماتت به من گفتی تو می‌تونی/ باید اینو بدونی که تو که کسی بودی که که یکی یکی ِ کلمه‌هایی که توی دل تو بوده واسه من و خیلی‌کسایی که شعرهای تو رو با دل و جون و وجود درونی می‌خونند /می‌دونن اینو که تو یه الگوی جاودانه‌ای/ واسه‌ ی زمینی که باغه تویی باغبان و/ اینهِ که منو به سوی تو می‌کشونه/ که تو چطور خودت رو تو دل این همه آدم‌هایی که حتی کتابای تو رو به زبون خودشون ترجمه می‌کنن و عشق‌ رو با کلمات تو تجربه می‌کنن/ اسمت‌ رو می‌خونم ، میگم : " مولانا رومی " /که توی فرهنگ صلح ، تو بالا بودی/ یه رودی ، یه رود زلال و شفاف/ که منم همیشه دیگه دنبال حرفاش/ چه جالبه که این بوده ترس رومی که اون متعلق باشه به یه مرز و بومی/ حالا رومی رفته و باز دشمن زیاده/ یه سری تانک سوارن ، یه مشت هم پیاده/ به خاک سپرده شده توی قونیه یک روز/ منم می‌خوام باشم " رومی امروز " /رفتی ولی تو می‌دونی که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی تو ویرونی من و شرایط سخت من تو با کلماتت به من گفتی تو می‌تونی آره رفتی ولی تو می‌دونی که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی آره رفتی ولی تو می‌دونی که بزرگترین شاعر همه ما تویی رومی

 

 

بــه دنــیــا خــــوش اومــــدی

یکی دو روزیه که چشمات /به آفتاب باز شدن ، حالا/ دیگه شروع داستان توئه/ مادر و پدرت مثل پاسدار/ دیگه دور و بر تو ان و چشم به آسمان/ نـیـا به خــــدا/ میگن اینو که بچه سالمه /تو دورش کن از هرچی ظالمه/ گریه میکنی میدونم من شیر بهونه ست /اشک تو واسه ورود به این زمونه ست /تو 9 ماه رو تو تاریکی سر میکردی /بدونی کجایی ، همین الان برمیگردی/ تو فردا ، دریای دردا رو دریاب/ تنهای تنها هستی تو/ بدون اینو پـــس تو/ وقتی رفتی/ ، به سمت سختی/ یا درگیر هستی /، تو دست تقدیر و /، بعد میفهمی /فردی " زخمی ، غمگین ، تسلیم " هستـــی/ بخواب با صدای من تا بنویسم از فرداهای دور دست زندگی بیا تا بخونه ، این دل بی صبر از فرداهای دور دست زندگی/ اگه پسری ، بابا میگه این عصای دسته/ اگه دختری ، میمونی توی فضای بسته/ حرف یاس ، حالا به حقایق وصله/ تولد تو ، فقط واسه بقای نسله /پس بهت ،/ همینو میگم و میرم/ که اینه رسم زمین بی رگ و /، فردا میخواد چند برابرشو پس بگیره گریه ها واسه ت همه واسه ریاست/ دوستی که ، قبل گریه داشت پیاز پوست میکرد/ ما میخوایم گلوی همو با حرص ، بدریم/ انگار از همدیگه طلب داریم ارث پدری /تو نمی تونی چیزی بگی بابایی بدونه /گریه کن تا مامان واسه ت لالایی بخونه/ بخواب با صدای من تا بنویسم از فرداهای دور دست زندگی بیا تا بخونه ، این دل بی صبر از فرداهای دور دست زندگی/ منو ببین ، دیگه پر ِ حرفه چهره م /گلوم میسوزه از مزه ی تلخ شعرم /گوش بده ، حالا که توی اوج حرفیم/ به خدا نمیخوام بدم به تو موج منفی /ولی ، بدون خیلی زود پیر میشی /توجه کن که خیلی زود دیر میشه/ عاقبت تولد تو اجله /، میدونی ؟ /چرا واسه بزرگ شدن عجله میکنی ؟ /معصوم و زیبایی ، با دل پاک داری امید /مثل ماهی قشنگی تو آکواریومی /تو کاش بدونی ، که پاک بمونی/ وجود خودتو ذره های خاک بدونی/ چه تو روز روشن و چه آسمان تاریک /به دنیا اومدی حالا شناسنامه داری/ توی دنیای پر ِ درد و خشونتی/ ولی حالا که اومدی پس : خـــوش اومــــدی/ بخواب با صدای من تا بنویسم از فرداهای دور دست زندگی بیا تا بخونه ، این دل بی صبر از فرداهای دور دست زندگی بخواب با صدای من تا بنویسم از فرداهای دور دست زندگی بیا تا بخونه ، این دل بی صبر از فرداهای دور دست زندگی

درد ودل

 مي دوني يک حرافايي هست که ممکنه ادم روش نشه بزنه ولي اگه تو دلت بمونه يک عقده مي شه. بيا با هم دردل کنيم اين قصه منه

 زنگ مدرسه خورد/ همه کتاب و دفتر رو/ جمع کردند واسه ادامه رفتن/ همه شاد از اينکه حالا برن خونه /خوب چيزي نيست که اونا را برنجونه/ ولي خونه واسه من بود طور ديگه/ ياس داستانش اگه بتونه مي گه/ تو دلم به همکلاسيا گفتم خوش به حالت /هميشه اساس ماها بوده پشت وانت/ بايد الان بري تکاليف بنويسي/ بعد بشيني به تماشاي تلويزيون/ بابا سر شام به بچش بنازه پس/ فردا تو سرحالي سر کلاس درس/ ولي من نمي خوام که برم خونه /واسه چي برم حالا که دلم خونه/ وقتي که دردا منو دوره کردن/ مثل طناب دار پيچيدن به دور گردن/ من خيلي تنهام تو دلم خيلي حرفا مي خونم من از دردام بيا غم را از دلم بردار من خيلي تنهام تو دلم خيلي حرفا مي خونم من از دردام بيا غم را از دلم بردار/ ميشينم فکر مي کنم به خودم مي گم ايا داستان من بدتر نبود از بينوايان/ قصه ي روز فرار ما به يک شهر مرزي /تو اتاق بي چراغ و يک شمع قرضي/ تو خونه اي که از بيماري مادر تب کرد/ د پول دارو نبود يعني بايد صبر کرد/ تا کي کي به داد اين حس برسه/ وجود من پر از درد و استرسه/ هر چي داد و فرياد زدم و هر چي اشک/ انگار صدام مي پيچيد به خودم بر ميگشت /تو خونه و خيابون حتي هنگام درس/ توي فکر اينکه فردا دم زندان قصر/ چه طور بايد هشت ساعت بکوب بشينم/ تا بابام منو از پشت شيشه يه ربع ببينم /مهم نبود زندگي بکنم با نون خشک /مهم اينه کودکي منو قانون کشت /من خيلي تنهام تو دلم خيلي حرفا مي خونم من از دردام بيا غم را از دلم بردار من خيلي تنهام تو دلم خيلي حرفا مي خونم من از دردام بيا غم را از دلم بردار/ نمي خواي ببيني شيريني جون ادمه /دليل من واسه زندگي خونوادم /خونواده اي که روز خوشي نداشتن/ خواستن ولي دشمنا نذاشتن/ نترس خدا تو را واسه درد انتخاب کنه/ چون اين دردا قبلا روي ياس امتحان شده/ واسه خدا بودم مثل موش ازمايشگاه/ نتيجه ها روبرو شده باز با اشکال /مشکلاتي که مي خونم پاي گوشه دردم/ جبران که نمي خوام دنبال سوژه بگردم /سوژه زندگيمه که من شدم يک سره ويران/ ولي مهم اينه هنوز هستم پسر ايران/ اره کمر من زير اين بار خميده شد /ولي قدرتي تو دلم دميده شد/ من به اينده هاي روشنم اعتقاد دارم /چون که اينده هان که به من اعتماد دارن/ من خيلي تنهام تو دلم خيلي حرفا مي خونم من از دردام بيا غم را از دلم بردار نترس خدا تو را واسه درد انتخاب کنه چون اين دردا قبلا روي ياس امتحان شده شايد بگي

 

بـــابـــا

این برای من یه عادته/ وقتی که چیزی رو دارم /تا وقتی که وجود داره/ قدر اونو نمیدونم/ همه ی خونواده ، جمع بودیم کنار هم/ اوضاع همچین درست نبود ولی واسه ش نخوردیم غم /با همه ی خوشبختی ، پشت یکی شده بود خم کسی که توی مشکلات ، به ابروهاش نیاورد خم/ تو دوران دبستان /، دوران دبیرستان/ دوران بچه بازی و شیطونی و هیجان/ پیچوندن کلاسا ، بیخیال از درد و بلا /جور ما رو اون میکشید ، ماها به دور از مشکلات /چیزی نبود که من ازش بکنم فرار/ چون اصلا تنها نبودم از قرار/ بعدالظهرا میرفتیم دنبال عشق و حال/ رفتم به پاتوقای یک ِ روزگار/ توی بابا یه حسی بود ، دائما تو فعالیت /تازه فهمیدم که اون حس ، احساس مسئولیت بود/ تو روز پنج شنبه ی یکی از روزای بهاری/ ماه اردیبهشت ، یک ظهر گفت ساعت دیواری/ بابام اون روز زود اومده بود از سر کار/ همه دور هم بودیم سر سفره ی ناهار/ شاید تو زندگی ما ، خیلی چیزا تو چشم نبود/ ولی همین جمع بودن ما برام با ارزش بود/ بابا پول تو جیبیمو بهم داد ، طبق یه سنت /کاری که هیچ کس واسه م نکرد ، مگر با منت/ لباسمو پوشیدم ، به سر و وضعم رسیدم /خودمو آماده واسه آخر هفته ی خوب دیدم/ بعدش بابا بهم گفت ، منم دارم میرم بیرون /اگه دوس داشته باشی با هم میریم تا سر خیابون/ قذم زنان داشتیم میرفتیم به سوی حیات/ ولی یهو بابا جلو چشمم رو زمین افتاد/ اولش فکر کردم داره باهام شوخی میکنه /ولی دیدم نفسش گرفته ، حرفی نمیزنه/ فقط یه لحظه گفت : " یاســر ، من دیگه دارم میرم ، /مادرت و بچه ها رو دیگه به تو میسپرم "/ گفتم بابا چی داری میگی تو ، هیچ معلوم هست ؟/ ولی اون دیگه حرف نزد ، چشاشو آروم بــســت/ یه لحظه دستپاچه شدم ، اینور اونور میدویدم /صدام دیگه در نیومد ،/ فقط داشتم داد میزدم /تو رو به خدا زنگ بزنید به اورژانس/ شاید به امید خدا ، بازم باشه یه ذره شانس /هیچکی به دادم نرسید ، به غیر ِ از یه همسایه/ پدرم رو سوار ماشینش میکردیم دوتایی/ رفتیم با هم بیمارستان ، با استرس فراوان/ آخه چرا نمیرسیم ، چقد دیر میگذره زمـــان/ نگران ، قدم زنان ، تو اتاق انتظار /عرق سرد رو پیشونیم/ ، بی صبر و بی قرار/ فقط منتظر بودم که بابا چشاشو وا کنه بازم/ بگه : " یاسـر ، صـابـر " ، همه مونو صدا کنه/ دکتر از اون اتاق شومش ، اومده بیرون/ نگاهم به دهن اون ، من مونده بودم حیرون گفتم دکتر حالش چطوره ، منم پسرشون/ انگشترشو داد و گفت : " باشه غــم آخرتون "/ چطوری میتونم این خبر رو به مادرم بدم ؟/ خداوندا کمکم کن ، نمیتونم ، نمیتونم /حالا کمرم شکسته ، پشتم داره میلرزه/ عزیزترین کسم از دستم رفت ، تو یـــه لـحـظـه/ چشامو باز کردم دیدم اومدم تو بهشت زهرا/ جایی که همه ی مردم یه روز باید برن اونجا خداوندا صدام دیگه در نمـیـــــــاد/ چرا آخه هرچی بلاست روی سر من میاد/ مخـم جواب نمیده ، نمیتونم گریه کنم/ حالا منم یه دیوونه م /، سست و بی پایه شدم /همه امیدم ناامید ،/ همه چی رو سرم خراب/ آرزوهای بزرگ من ، شده نقش ِ بر آب /فکر میکردم اولین کسی که توی عروسیـم از خوشحالی توی پوستش نمیگنجه ، اون تویی/ فکر میکردم یه روز ، نوه هاتو بغل میکنی/ روی دوشت میذاری ،/ باهاشون بازی میکنی/ ولی حالا که تو نیستی ، دلمو به کی گرم کنم ؟ سفره ی این دلمو بگو پیش کی پهن کنم ؟/ خداوندا تو زندگی جوونی رو یتیم نکن /عزیزشو ازش نگیر ، تو غـم من سهـیم نکن/ بابا بابا بابا جونم رفتی سه سال از رفتنت میگذره/ حالا فقط از تو مونده یه مشتی یاد و خاطره /عکست روبروی منه ، دارم باهات حرف میزنم/ این موزیک ناقابل رو دارم واسه تو میزنم /حالا دیگه پشت من ،/ به مادر من گرمه /چون مسئولیت اون ، سنگین تر از یه مرده /صدای تو تو گوشمه که میگه مرد این خونه از این به بعد دیگه تویی ، این توی یادت بمونه

 

بــــذاریـــن بـکــشـمــــش

الو … الو … الو الو ، ساملیکم خو چی شد پس اِ بابا برسون دیگه این متاع رو لامصب اینجا وایسادیم تو سرما اِ برسون بابا اینجا تاریکی پره ، نمیتونم واستم تابله اِ الو گوشی یه دیقه این کیه داره میاد اینوری چی میگه … اِ … قاطی کرده … چیه ؟ … … … بیا اینجا میخوام بترکونمت … بیـــا

بیا ، به تو نشون بدم چیکار کردی ، سیاه بخت ، تو همه رو بیمار کردی/ اونا رو آشنا به حشیش و سیگار کردی/ چرا آخه تو باهاشون اینکارو کردی ؟ /بیا ببین ، جوونای سرنگ تو دست/ اینا همه کارای توئه رذل پست/ پول بدجوری به دهن تو مزه کرد/ زجرکش کنی جوونا رو تو رذل پست /عزم جزم /، بگم اینه اصل حرف/ نسل من از امثال تو خسته هست/ ترس من ، هست از نسل بعد/ این طوری بریم جلو وطن میشه ورشکست/ یه مشت از آدمای خمار بدبخت /گیر افتادن تو چنگ تو مار هفت خط /میگی میتونن برن بالا ستاره شن /ولی حلق آویز میشن اونا به دار شر /جای دلسوزی که بگی اونا چکاره شن/ تو فضایی ولشون میکنی به نام شب/ به نام حق ، وقتشه که پا بشم /با دفتر و قلمم میپوشم لباس جنگ /

بذاریم بکشمش از خماری بلرزم بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد رفیق ، میکروفونو بده به دستم دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت بذارین بکشمش از خماری بلرزم بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد رفیق ، میکروفونو بده به دستم دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت/

بیچاره پدر و مادرایی که سینه سوخته ن /بچه هاشون خودشونو به چی فروختن /مادرش میگه ای کاش تو شکمم میشد سقط/ تا که بشینه جلوم بشه آیینه ی دق/ خواهر و برادرای خمار و در به درم/ درد و بلاتون بخوره رو فرق سرم/ خط پیری افتاد رو صورت مادر افتاد که چی ؟/ که تو امروز واسه اونا معتاد بشی ؟ /نه بازی میکنم برات فیلم آیینه عبرت/ نه پند میدم بگم راه و چاه اینه هی مرد/ فقط میگم دیدی با تو چیکار کرد ؟/ جونتو پولتو با روحتو چیکار کرد /نوکران شیطانـن اینا روی زمین/ توی کمین ، که بکوبنت روی زمین/ اولش فرشته ان و آخرش یه جـــلاد/ من از شر شیطان پناه بردم به الـــــاــــه /اینو بدون هر کی ساخته شده بهر کار/ یه لجنم میخواد به تو بده زهرمـــــار/ ظلم کردی به خودت ، پس بزن داد "/ خودم کردم که لعنت بر خودم بــــاد "/

بذاریم بکشمش از خماری بلرزم بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد رفیق ، میکروفونو بده به دستم دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت بذارین بکشمش از خماری بلرزم بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد رفیق ، میکروفونو بده به دستم دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت کاری کردی اونا از خماری بلرزن بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصد ساشا ، میکروفونو بده به دستم دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت

/چرا اینکارو میکنی ، خیلی مشکل کمه ؟/ که اضافه میکنی به این پشت خم ِ/ پدر و مادرایی که با خون جگر/ بزرگ کردن بچه هاشونو خاتون و پدر/ و کانون گرم خونه رو تو میپاشی/ از هم/ والدینشونو ، تو میکشی از غم /سابقه ی بازداشت و پاسگاه/ خوبی بدتو راز دار تو دادگاه/ برات عادت شده بازخواست تو آس پاس /که سرهم میکنی داستان چه آسان/ لعنت به پول که هدف راهته/ اون دنیا بر علیهت ، منم یه شاهد/ دعا کن نبینی منو فقط تو راهت/ که میکشمت به خدای احد و واحد/

بذاریم بکشمش از خماری بلرزم بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد رفیق ، میکروفونو بده به دستم دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت بذارین بکشمش از خماری بلرزم بدون نمیگذرم ازت حتی یه درصـد رفیق ، میکروفونو بده به دستم دیوانه وار بخونم و برم به هر سمت

دنــیــای بــــی رحــــــم

تو دل من خروارها حرف مونده /صدام هر بار با آهنگی خونده/ حتما از من تو گله داری/ که چرا تو آهنگات صد گله ، داری /حقیقت تلخه خواهر ، تو برادر من /دقیقا حقیقت گرفت سراسر من/ کاش تو پیچش مو می دیدی ، من فقط مو رو/ ولی جلوتو میبینی ، من فقط دور رو/ اسلام گفت : صلح از شر به دور/ نگفت الله اکبر بگو و سر ببر/ اسلام گفت تموم کنید جنگاتونو/ نگفت بترکونین برجای پـنـتـاگـونـو/ موسی کی گفت مردی که میره نماز/ بری بالا سرش ، بزنی تیره خلاص ؟ /از کوچک و پیر ، بچه محتاج ِ به پوشک و شیر/ چرا خالی کردی رو سرشون موشک و تیر ؟ /صدای تیر ، تانک ، موشک و ، پدافند /خبر میده از جنگ نابرابر /از سر تا تـه دنیا ، سراسر/ می بینیم این همه خواهر و ، برادر/ همه زیر هجوم دشمن/ تیکه پاره شدن ، ای خدا اونا بی پشتن/ خدا اونا گشنه ن دشمنا در حال رشدن /خـدا بیا پایین اینا همه رو کشتـــــن

خدا  بنده ی گناه کاریم ولی بگو ، جز تو کـیـو داریم ؟! بیشتر از اینا به تو بدهکاریم ولی به لطفت هنوز امیدواریم پروردگار من و بنده ها ، جای تو در قلب ما شرمندایم از کرده ها مرحم بذار بر درد ما

آدمای معتقد به نبودن تو /شکستند پر و بال کبوتر صلح تیر/ بارونای دمادم صبح جیگرمو /میسوزونه در آهن ذوب میبینی چطوری رئیس یک مملکت /مملکت/ باعث شد شیطان بهش حمله کرد حمله کرد/ خودش رفت ، دنبال سوراخ موش گشت //قتل عام ، یک ملت سیاه پوش گشت/ یادته همون پدری رو که کنج دیوار/ با پسرش ، مثل غنچه ای ناز/ اشک می ریخت/ ، اخ آره ، بیچاره میدید از هر طرفش ، تیر داره ، می باره /پدر یک لحظه گرفت از ترس این تصمیمو/ گفت شلیک بسه ، ما تسلیم ، هستیم/ بفهمید ، این بچه ی منه /بشنوید ، تو رو خدا ضجه ی منو/ فرشته کوچیک گریون بود ، ترسیده بود/ از ترس ، به پدرش چسبیده بود/ ولی دیگه صدای ناله شو نشنیدم /غرق در خون تو بغله پدر دیدم/

خدا ، بنده ی گناه کاریم ولی بگو ، جز تو کـیـو داریم ؟! بیشتر از اینا به تو بدهکاریم ولی به لطفت هنوز امیدواریم پروردگار من و بنده ها ، جای تو در قلب ما شرمندایم از کرده ها ...

ولی گوش کن خـــــدا تـو گـوش کــــن /خدا به تو نگم به کی بگم من حرف دلو ؟ /اینا می خوان که با زور ببرن حرفو جلو/ کارشون اینه ، پاره کردن ، عمر یکی/ ما/فوقشم میگه بیا جلو و ، نمـــره بگیر/ تشویق ، واسه تشدید کشتار جـــمع/ ولی بشنو اینو ، به عنوان هشدار مـــن/ آخر همه این جنگ ها زمانیـه کـــــــه /بالاخره میرسه جنــگ جهانی ســــــه/ دودش تو چش کی میره ؟ تو چش ِ مـــا /وقت میبره تا ، منو تو بشه مـــا/ اگه باز طمع کنن میان سر وقت ما/ سیاهی میمونه دیگه از بخت ما /هزاریم که دم بزنیم از قدرت و ارتش /نمیتونیم بگیریم جلوی سرعت ترکش /جنگ جنگه ، اینه یه چیز مشخص/ باز شهید مثل هشت سال دفاع مقدس/ بمیرم واسه چشمای نم دیده ت/ میدونم هستی در آرزوی امنیت /تا روزی که جنازه م بره قبرستان/ کارم دعاست ، خدا قدرتی به من بسپار/ همه دنیا رو پر کنم از بوی یــــاس/ همه دشمنا شرمنده بشن از روی یـــاس/ این آهنگ به من حس نو میده نـــاس /واسه همین بود که خوندم روBeat نـــاب

 

نوشته شده در پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 11:18 توسط محمد صادقی|


آخرين مطالب
» اندازه گیری شدت جریان
» چكاوك
» چرا توپ گلف سطح زبری دارد اما سطح توپ پینگ پنگ صاف است؟
» شهرهای ایران را بهتر بشناسیم
» با قلم
» تبلور چیست؟
» تقطیر و انواع برج تقطیر
» شیوه گزارش نویسی(2)
» راکتور چیست؟
» شیوه گزارش نویسی(1)
Design By : Pars Skin